رضا قليخان هدايت
1520
مجمع الفصحاء ( فارسي )
1012 نادر مازندرانى اسمش ميرزا اسد اللّه اصلش از شهر فراست من توابع اشرف البلاد و از علماى عهد بوده صحبتش مكرر دست داد و آخر الامر در طريقهء سلوك پا نهاد طبع خوبى داشته اين ابيات از اوست : مثنوى سبحان اللّه زهى خداوند * بىزاد و نژاد و كفو و پيوند ناديده ديده آفريده * بينندهء ديدهها نديده گويندهء گفته و نگفته * وز گفته نگفتهها نهفته رفتار آموز هفت سيار * هنگامهفروز هشت گلزار از دوست جهانپرور ما دور * چون نور ز هور و هور از نور او در همه و همه درو در * چون تابش تابها در آذر اين پرده شكافتن نشايد * از مور تهمتنى نيايد شد صرف مبانى و معانى * آوخ همه عمر و زندگانى زين حاصل من حروف و اصوات * زان و اصل من كه مات ما فات گردم پى اهل دل تكاپوى * تازان و دوان شدم به هر سوى يك جو هر بىعرض نديدم * دور از غرض و مرض نديدم زاهد كه نماز مىگذارد * اندر پى آز مىگذارد عابد كه عبادتش خصال است * كارش همه وزر يا و بال است تدريس مدرسان مدرس * تسخير عوام باشد و بس از موعظه واعظان منبر * دارند هواى جل استر مفتى ز فتاوى مخالف * معتل العين بل مضاعف ترسا و كليسيا و ديرش * رفتم ديدم سلوك و سيرش بردم رشكى ز پير ترسا * كه لرزه فتاد در كليسا